|
نگاه
فاجعه هاى انسانى و سياسى در فلسطين
رهبر واقعى كه مى خواهد ملت شعار «زنده باد» براى او سر دهند كسى است كه دردها و مشكلات ملتش را درك كند و مدافع حقيقى حاكميت و وحدت ملى باشد. رهبرى كه مى خواهد در تاريخ ميهنش جاودانه بماند كسى است كه ظلم ستيز باشد و براى دفاع از عزت و كرامت ملت و امتش در مقابل هر متجاوز و ظالمى بايستد. همچنان كه نام رهبران مزدور در صفحات تاريخ مى ماند، ياد و خاطره انسان هاى شجاع و ميهن دوست نيز در تاريخ جاودانه مى ماند. آنچه مرا بر اين داشت تا اين مقدمه را بنويسم واقعه دردناك و تصاوير دلخراشى بود كه رسانه ها از دختر بچه فلسطينى يعنى هديل غاليه نشان دادند. واقعه اى كه ميليون ها انسان از هر قوميت و مليتى مانند من آن را مشاهده كردند. اين دختر بچه در يك چشم به هم زدن پدر و مادر و تمامى اعضاى خانواده خود را در ساحل درياى فقراى غزه از دست داد. اين خانواده مى خواستند تعطيلات پايان هفته را در كنار دريا بگذرانند تا شايد بتوانند مناظر رعب و وحشت را كه ارتش تا بن دندان مسلح ابومازن در خيابان هاى فلسطين به خصوص در غزه و جنين ايجاد كرده اند فراموش كنند. آنان به هواخورى در كنار دريا آمده بودند تا شايد بتوانند براى لحظاتى هم كه شده دردها و رنج هاى ناشى از محاصره ظالمانه ملت خود را كه دشمن صهيونيستى و سركرده استكبار جهانى امريكاى جهانخوار و عده اى رهبر جيره خوار فلسطينى و كشورهاى همسايه و كسانى ديگر خارج از جغرافياى امت اسلام و عرب آن را ايجاد كرده اند فراموش كنند. اين دختر بچه بى گناه گونه هاى خود را به شن و ماسه هاى ساحل دريا مى ماليد و مدام پدرش را صدا مى كرد تا شايد صداى تنهايى اش را بشنود اما دريغا كه پدرش ديگر نمى شنيد و روحش به آسمان ها پر كشيده بود. ارتش دشمن صهيونيستى در حالى خانواده اين دختر را به شهادت رساند كه در نزديكى اين ارتش نيروهاى ابومازن در اعتراض به انتخاب دمكراتيك ملت فلسطين در به قدرت رساندن حكومت منتخب خود و دريافت نكردن حقوق ماهانه شان تظاهرات به راه انداخته بودند!! دشمن ملت را قتل عام مى كند و ارتش به اصطلاح ملى ابومازن نيز در حمايت از وى در خيابان ها شعار سر مى دهد. ارتش تا بن دندان مسلح دشمن ساحل غم و اندوه غزه را از زمين، هوا و دريا آماج حملات ويرانگرانه خود قرار داد و در روز جمعه روز ماتم و عزا هر كه را در اين ساحل يافت به رگبار بست. اين حمله نظامى درست پس از بازگشت ايهود اولمرت نخست وزير دشمن صهيونيستى از دو پايتخت عربى صورت گرفت. در اين دو پايتخت با دو پادشاه ديدار كرد كه يكى تاج گذاشته و ديگرى منتظر است كه يا خود و يا پسرش تاج پادشاهى بر سر نهند. انتظار داشتم كه شهر منحوس شرم الشيخ و رهبر جليل القدر آن! نسبت به اين واقعه خشمگين شوند و سكوت را شكسته و از شوراى امنيت بخواهند كه براى اتخاذ تصميمى قاطع در مقابل اين حملات نشستى اضطرارى تشكيل دهد. انتظار داشتم كه اين دو پايتخت عربى كه نخست وزير دولت صهيونيستى هفته گذشته از آن ها ديدار كرد در اعتراض به اين جنايت غير قابل توجيه سفراى خود را از تل آويو فرا خوانند. انتظار داشتم كه پايتخت هاى عربى به خصوص رياض براى تجديد نظر در طرح صلح شوم سران عرب خواستار تشكيل نشست سران عرب شوند. سرانى كه همچنان از سازمان ها و گروه هاى فلسطينى مى خواهند اين طرح را به رسميت بشناسند كه در غير اين صورت محاصره ملت فلسطين ادامه خواهد يافت و چه بسا شديدتر هم بشود. در ميان اين آرزوها و انتظاراتى كه از رهبران عرب مى رود رهبر عاليقدر فلسطين! در كنفرانسى مطبوعاتى در مقابل دوربين هاى شبكه هاى عربى و بين المللى حاضر شد. گمان مى كردم كه ابومازن در برابر جهانيان اين عمليات پليد دشمن صهيونيستى را محكوم مى كند و حمايت خود را از حكومت منتخب به رياست اسماعيل هنيه اعلام مى كند و تمامى جريان هاى داخل حزب غرورآفرين فتح! نيز از اين اقدام ابومازن پشتيبانى مى كنند. اما زهى خيال باطل، ابومازن در اين كنفرانس حاضر شد تا به جهانيان اعلام كند كه تصميم گرفته است در تاريخ ۲۶ ژوئن آينده سند اسرا را به همه پرسى بگذارد. در اين جا نمى خواهم به جنبه قانونى اين سند بپردازم، سندى كه اگر امضا كنندگان آن مى دانستند كه به سند يك گروه عليه ديگرى و بهانه اى براى جنگ داخلى ميان گروه هاى فلسطينى تبديل مى شود هرگز آن را امضا نمى كردند. اما بعيد نيست كه اين سند در شبى تاريك و ظلمانى و با هدف فتنه جويى در وطن و در ميان مردم تدوين شده باشد. اما براى محض يادآورى به يك گفته شارون در عهد رابين اشاره مى كنم. وى در آن زمان گفته بود كه پيمان اسلو بدون هيچ گونه پشتوانه اى است و تنها عبارت است از سندى كه ميان يك كشور (اسراييل) و باندهايى تروريستى (سازمان آزاديبخش فلسطين) امضا شده و تاريخ مصرف اين پيمان ديگر گذشته است. در اينجا بايد بگويم (البته اميدوارم اشتباه بكنم) كه ابومازن در پى كسب مشروعيت مردمى براى انجام مذاكره با رهبران صهيونيست براى تسليم شدن به نتايج اين مذاكرات است. مساله ديگر و خطرناك تر اين كه موفق شدن همه پرسى درباره سند اسرا به معناى پايان مقاومت و حق مشروع ملت فلسطين در مقابله با اشغالگران و پذيرش حكومت خودگردان بدون تشكيل دولت فلسطين و لغو حق بازگشت آوارگان است. در پايان بايد بگويم كه در اينجا خاشعانه و صادقانه از ملت فلسطين مى خواهم كه با فراخوان ابومازن براى انجام همه پرسى مخالفت كند. اين همه پرسى دامى است كه براى مردم فلسطين تنيده شده است تا با راى دادن به اين رفراندوم موافقت خود را با بقاى «اسراييل» در سرزمين فلسطين اعلام كند و به صورت دسته جمعى از حق تشكيل دولت فلسطين و حق بازگشت آوارگان صرف نظر كند. به نقل از روزنامه القدس العربى ۱۳/۶/۲۰۰۶
|