يكشنبه ۴ تير ۱۳۸۵
۲۸ جمادى الاول ۱۴۲۷ - ۲۵ ژوئن ۲۰۰۶ - سال هشتم - شماره ۲۰۵۹
جوان قرآنى
Tel: 8894335
Sport@javandaily.com
sJavan.jpg
pdf PDF
Edition
صفحه نخست
داخلى
ايران و جهان
اقتصادى
حوادث
اجتماعى
ورزشى
فرهنگى
جوان ورزشى
جوان قرآنى
سراى ايرانى
گزارش
بين الملل
علمى
ادب و هنر
آرشيو
تماس با ما
آشنايى با سوره هاى قرآن كريم (۸)
نظر
ربا در قرآن
102972.jpg
ربا يكى از محرمات الهى است كه خداوند در قرآن شديداً اهل ايمان را از اين عمل خبيث منع نموده است و براى كسانى كه مرتكب اين عمل قبيح مى شوند عذاب و عقاب شديدى در دنيا و آخرت در نظر گرفته است، چرا كه اين عمل خانمان سوز زندگى هزاران نفر را به نابودى كشانده است كه ما در اين بحث به بررسى اين عمل قبيح و اثرات آن در دنيا و آخرت مى پردازيم.

مفهوم ربا
ربا در لغت: ربا در لغت به معناى فزونى و افزايش است و در اصطلاح فقهى نوعى افزايش و اضافه شدن با شرايط خاص كه يك طرف قرارداد از طرف ديگر دريافت مى نمايد مى باشد.
انواع ربا
۱- رباى قرضى: اگر شخصى مبلغ پولى را به شخص ديگرى قرض دهد و با او شرط كند كه موقع بازپرداخت مبلغى مضاعف از آنچه كه قرض داده است به او بازگرداند رباى قرضى گفته مى شود، به طور مثال اگر شخصى صد هزار تومان به شخصى قرض دهد و شرط كند سر هر ماه علاوه بر اين كه سرموعد بايد صد هزار تومان را يكجا پرداخت كند هر ماه مبلغى به عنوان سود به شخص قرض دهنده بازگرداند و يا اين كه شخص همان مبلغ را به شخص ديگرى قرض دهد و با او شرط كند كه سر سال به جاى صد هزار تومان به او صدوبيست هزار تومان بازگرداند كه مبلغ اضافه از مقدار قرض داده شده چه كم باشد و چه زياد رباى قرضى محسوب مى گردد.
۲- رباى معامله اى: اين نوع ربا در مبادله دو كالاى هم جنس كه وزن شدنى و پيمانه اى باشند (يعنى با وزن و پيمانه خريد و فروش مى شوند) به طورى كه اگر در اين مبادله يك طرف كالا از طرف ديگر آن فزونى داشته باشد، آن فزونى ربا محسوب مى گردد، به طور مثال اگر در معامله اى شخصى ۵۰ كيلو برنج اعلا را به ۱۰۰ كيلو برنج متوسط بفروشد آن پنجاه كيلوى اضافى رباى معامله اى محسوب مى گردد.
آيه تحريم ربا در قرآن
در قرآن كريم در چهار سوره، آياتى در مورد ربا نازل شده است كه به ترتيب سوَر قرآنى عبارتند از: سوره بقره آيات ۲۷۵ الى ،۲۸۱ سوره آل عمران آيه ،۳۰ سوره نساء آيه ،۱۶۱ سوره روم آيه ۳۹ اما آيه اى كه دليل محكم بر حرمت آن مى باشد آيه ۱۳۰ آل عمران است كه خداوند تعالى خطاب به مومنان مى فرمايد:
«يا ايها الذين امنوا لا تاكلوا الربا اضعافا مضعفه و اتقوالله لعلكم تفلحون».
«اى كسانى كه ايمان آورده ايد ربا مخوريد كه دائما سودى بر سرمايه (خود) بيفزاييد تا چند برابر شود، و از خدا بترسيد و ترك اين عمل زشت كنيد، باشد كه سعادت و رستگارى يابيد» كه در اين آيه مى توانيم به نكات قابل توجهى دست يابيم كه بيان آن خالى از فايده نيست:
۱- مصلحت مومنان در ترك ربا
در اين آيه خداوند عزوجل خطاب به مومنان مى فرمايد كه از رباخوارى دورى كنند پس جايز نيست با وجود اين حكم كه از طرف قادر متعال صادر شده مسلمانى از دستور خالق خود سرپيچى نموده و مرتكب عمل قبيح رباخوارى گردد، چرا كه خداوند است كه از خير و صلاح تمام مخلوقات خود آگاه است به طورى كه شايد چيزهايى باشد كه ما انجام دادن آن را به صلاح خود بدانيم ولى به ضرر ما باشد و انجام دادن چيزهايى را به ضرر خود بدانيم ولى به سود ما باشد به طورى كه خداوند متعال در قرآن مى فرمايد: «و عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خير لكم و عسى ان تحبوا شيئاً و هو شر لكم والله يعلم و انتم لا تعلمون». «چه بسيار شود كه چيزى را شما ناگوار (ناپسند) شماريد ولى به حقيقت خير و صلاح شما در آن بوده و چه بسيار شود كه چيزى را دوست داريد و در واقع شر و فساد شما در آن است و خداوند «به مصالح امور» داناست و شما نادانيد.» و همين نشان دهنده آن است كه خداوند يكى از مصالح مومنان را در ترك ربا مى داند كه توضيح بيشتر را در آيات ديگر از ربا خواهيم داد.
۲- ربا اكل مال به باطل است
با توجه به اين آيه كه خداوند رحمان فرموده است «لا تاكلوا الربا اضعافا مضعفه» «ربا مخوريد كه دائما سودى بر سرمايه (خود) بيفزاييد» مى توان گفت كه يكى از موارد اكل مال به باطل كه در قرآن از آن نهى شده است ربا مى باشد چرا كه در ربا تجارتى صورت نمى پذيرد كه همراه با رضايت طرفين باشد و مال و ثروت بدون انجام گرفتن تجارت رشد مى كند، به طورى كه خداوند در قرآن مى فرمايد «يا ايها الذين امنوا لا تاكلوا اموالكم بينكم بالباطل الا ان تكون تجرةً عن تراض منكم...» «اى كسانى كه ايمان آورده ايد اموال يكديگر را به باطل (ناحق) مخوريد مگر آن كه تجارتى از روى رضايت و رغبت كرده (و سودى ببريد)» پس ربا سبب مى گردد كه عده اى از افراد از كسب و كار و تجارت دست برداشته و به اكل مال به باطل مشغول شوند.
۳- اجتناب از ربا و آمرزش گناهان
همانطور كه مى دانيم ربا يكى از گناهان كبيره است چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام كه در آن حديث گناهان كبيره را ذكر فرموده اند منقول است كه «الكبائر سبع: قتل المومن متعمدا و قذف المحصنه و الفرار من الزخف، والتعرب بعد الهجرة و اكل مال اليتيم ظلما و اكل الربا بعد البينه و كل ما اوجب الله عليه النار».
«كبائر هفت گناه است: ۱- كشتن مومن به عمد ۲- متهم ساختن زن پاكدامن ۳- فرار از جهاد ۴- تعرب بعد از هجرت ۵- خوردن مال يتيم به ناحق ۶- خوردن ربا بعد از دانستن (نازل شدن آيه حرمت ربا) ۷- هر چه كه خداوند بر آن دوزخ واجب كرده است.» كه اجتناب از هر يك از اين گناهان باعث مى شود كه خداوند گناهان ديگر انسان را بيامرزد به طورى كه خداوند در قرآن مى فرمايد: «ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم...» «چنانچه از گناهان بزرگى كه شما را از آن نهى كرده اند دورى گزينيد (يعنى گناهان كبيره را مرتكب نشويد) ما از گناهان شما درگذريم» و دورى از اين گناهان حاصل نگردد مگر با تقواى الهى يعنى همان پرهيزگارى كه ناشى از ترس از خالق يكتاست كه باعث مى شود انسان به راه سعادت دست يابد و در آيه ۱۳۰ آل عمران نيز بعد از منع اكل ربا دستور به تقواى الهى داده شده است (واتقوالله).
۴- اجتناب از اكل ربا و رستگارى در دو عالم
كسانى كه از رباخوارى اجتناب مى كنند از يكى از گناهان كبيره دورى گزيده اند كه همين باعث مى شود كه به راه سعادت و رستگارى دست يابند چرا كه در موارد گذشته ذكر شد كه اجتناب از گناهان كبيره باعث آمرزش گناهان ديگر مى گردد و خداوند به چنين كسانى وعده فرموده است كه «و ندخلكم مدخلا كريما» «و شما را (در دو عالم) به مقامى نيكو و رتبه اى بلند مى رسانيم». و در بالا نيز اشاره كرديم كه براى اجتناب از گناهان كبيره، تقواى الهى لازم است، كه تقواى الهى خود باعث رستگارى انسان ها مى گردد. «واتقوالله لعلكم تفلحون» «و از خداوند بترسيد (تقواى الهى پيشه كنيد) باشد كه رستگار شويد».
حالت ربا خواران هنگام برخاستن از قبر در روز قيامت
روز قيامت هنگامى كه اسرافيل به دستور خداوند در صور خود بدمد همه از قبرها برانگيخته مى شوند تا در پيشگاه مقدس پروردگار خود حضور يافته و به اعمال آنان رسيدگى شود اما ربا خواران در آن روز هنگامى كه مى خواهند از قبر خود برخيزند به دليل بزرگى شكم هايشان در اثر رباخوارى همانند كسى كه شيطان آنها را مس كرده باشد توان برخاستن از قبر خود را ندارند و هنگامى كه از قبر خود برمى خيزند ديوانه وار به سمت محشر روانه خواهند شد چرا كه در دنيا از شيطان پيروى نموده و در آخرت نيز با شيطان محشور مى گردند به طورى كه خداوند در قرآن مى فرمايد: «و من يقول الله و رسوله والذين امنوا فان حزب الله هم الغالبون» «و هر كس كه ولى و فرمانرواى او خدا و رسول و اهل ايمانند (فيروز است) كه تنها لشكر خدا (در دو عالم) فاتح و غالب خواهند بود، پس لشكريان و پيروان شيطان كه رباخواران يكى از آنان مى باشند در روز قيامت طبق آيه قرآن ديوانه وار از قبر خود برمى خيزند «الذين ياكلون الربا لا يقومون الا كما يقوم الذى يتخبطه الشيطان من المس...» «آن كسانى كه ربا خوارند (از قبرها در قيامت) برنخيزند جز به مانند كسى كه به وسوسه و فريب شيطان مخبط و ديوانه شده است.»
آشنايى با سوره هاى قرآن كريم (۸)
عظمت دين مبين اسلام در سوره مباركه آل عمران
102975.jpg
ك. شاليكارى

تنظيم روابط مسلمانان با مخالفان داخلى و خرافه زدايى از اديان غيراسلامى از مهمترين اهداف سوره مباركه آل عمران است.
سوره مباركه آل عمران سومين سوره قرآن كريم است كه پس از سوره بقره و قبل از سوره نسا، در جزءهاى سوم و چهارم قرآن كريم قرار دارد.
سوره آل عمران از نظر ترتيب نزول هشتاد و نهمين سوره قرآن است كه پس از سوره انفال و قبل از سوره احزاب در مدينه بر پيامبر اكرم (ص) نازل شده است.
بسيارى از مفسران نزول سوره مباركه آل عمران را در فاصله بين سال دوم تا سوم هجرى و در جريان جنگ هاى بدر و احد ذكر كرده اند. در شان نزول آيات ابتدايى اين سوره مباركه آمده است برخى از مسيحيان نجران به عنوان نماينده به شهر مكه اعزام شدند تا درخصوص دين مبين اسلام به تحقيق بپردازند، پيامبر(ص) آنان را به دين مبين اسلام دعوت نمود اما آنها گفتند: ما پيش از شما اسلام آورده و تسليم خداوند شده ايم. پيامبر فرمودند: شما چگونه خود را به آيين حق مى دانيد در حالى كه براى خداوند فرزندى قائل هستيد و عيسى را پسر خدا دانسته و صليب را مى پرستيد. پيامبر (ص) بسيار به آنان سخن گفت، در اين هنگام جبرئيل بر آن حضرت فرود آمده و بيش از ۸۰ آيه از اوايل اين سوره را بر پيامبر (ص) نازل كرد.
سوره مباركه آل عمران ۲۰۰ آيه، ۳۴۸۰ كلمه و ۱۴۵۲۷ حرف دارد. اين سوره از نظم حجم جزء سوره هاى سبح طول يعنى هفت سوره طولانى قرآن كريم است زيرا اين سوره در حدود يك جزء و نيم از قرآن را شامل مى شود.
آل عمران معروف ترين نام اين سوره مباركه است چرا كه به داستان آل عمران در اين سوره اشاره شده است، عمران نام پدر حضرت مريم و حضرت موسى(ع) است. البته عمران در اين سوره اشاره به پدر مريم دارد و مقصود از آن عمران پدر مريم، مادر مريم، مريم و فرزندش عيسى (ع) است كه جزو انسان هايى پاك و وارسته بودند.
الزهرا به معناى درخشان تر نام ديگرى براى سوره آل عمران است چرا كه از شبهات اهل كتاب درباره ولادت حضرت عيسى (ع) پرده برداشته شده و مانند نورى درخشان فراروى انسان را روشن مى سازد و او را از اشتباه در اين زمينه بازمى دارد.
استغفار نام ديگرى است براى سوره مباركه آل عمران زيرا در آيات پايانى اين سوره مطالبى درخصوص استغفاركنندگان در سحرگاه آمده است.
سوره مباركه آل عمران به طيبه نيز ناميده شده است. سوره مباركه آل عمران پس از سوره بقره، شعرا و اعراف بيشترين تعداد آيات را دارد.
به جريان مباهله در سوره مباركه آل عمران اشاره شده است، اشاره به مساله محكم و متشابه بودن آيات قرآن، بيان مطالبى درخصوص نحوه ولادت حضرت مريم (س) كرامت آن حضرت توسط حضرت زكريا (ع) از ديگر مباحث طرح شده در اين سوره است.
در سوره مباركه آل عمران احكام بسيارى آمده است كه از آن جمله احكام مربوط به امنيت خانه خدا و حرم امن الهى و احكام مربوط به عدم وابستگى به بيگانگان است.
برخى از موضوعات مطرح شده در سوره آل عمران عبارتند از: اشاره به عظمت دين مبين اسلام در ميان ديگر اديان الهى، شرح جريان ولادت حضرت مريم، ولايت حضرت عيسى (ع)، اشاره به چند مورد از جنگهاى بزرگ صدر اسلام مانند بدر و احد و اشاره به امدادهاى غيبى براى مسلمانان در اين جنگ ها، اشاره به مقام شهيد و فضيلت شهادت، مقاومت، صبر و جانفشانى در راه خدا، بيان برخى از دعاها و نيايش هاى مومنان و بندگان صالح خدا و اشاره به اجابت اين دعاها، اشاره به نزول كتب آسمانى، اهداف و ارتباط آنها با يكديگر، توجه دادن به مشورت و توكل بر خدا و اشاره به عظمت و قدرت بى مثال پروردگار، اشاره به داستان مباهله پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت (ع) با مسيحيان نجران، دعوت مسلمانان به استقلال فكرى، سياسى و اقتصادى و تحكيم ارتباط با ديگر مسلمانان، بيان برخى از خصوصيات روحى و اجتماعى اهل كتاب و شناخت آنها از موضوعات مطرح شده در سوره مباركه آل عمران مى باشد.
تنظيم روابط مسلمانان با مخالفان داخلى يكى از اهداف اساسى سوره مباركه آل عمران است. برخى از كشورهاى اسلامى يهوديان و مسيحيان جزو شهروندان محسوب مى شوند تنظيم روابط مسلمانان با مخالفان داخلى و خرافه زدايى از اديان غيراسلامى از مهم ترين اهداف اين سوره مباركه است.
هدف دوم سوره مباركه آل عمران تنظيم روابط مسلمانان با دشمنان خارجى است يعنى كسانى كه در مقابل اسلام مى ايستند، با او درگير مى شوند و به خشونت با مسلمانان رفتار مى كنند.
در سوره مباركه آل عمران در تحليل جنگ هاى احد و بدر قوانين مربوط به جنگ و آموزه هاى آن به شكل كامل تشريح شده است.
سوره مباركه آل عمران پيام ها و محورهاى متعددى دارد. تحليل تاريخى زندگى حضرت مريم و رفع تهمت هاى موجود در مورد آن بانوى با كرامت در قرآن نوعى خدمت به جامعه مسيحيت محسوب مى شود.
بيش از دو ميليارد مسيحى در دنيا وجود دارند كه همه آنها گرفتار تهمت هاى زيادى در مورد حضرت عيسى هستند كه بايد روشنگرى كرد و حقايق قرآنى را براى آنها بازگو كرد تا چهره حضرت عيسى از خرافات پاك شود. بيان تحليلى از پيروزى مسلمانان در جنگ بدر و شكست ظاهرى در احد يكى ديگر از محورهاى سوره آل عمران است. در حقيقت قرآن كريم درس ها و عبرت هاى اين پيروزى و شكست را براى مسلمانان بيان مى كند و آنها را دعوت به مقاومت مى نمايد، اين درس ها و عبرت ها براى مسلمانانى چون مبارزان فلسطين، لبنان، افغانستان و عراق كه با دشمنان درگير هستند درس ها و پيام هاى كاربردى دارد.
محور ديگر سوره آل عمران غفلت و عوامل غفلت زا در جامعه اسلامى است. شهوات و ثروت ها گاهى اوقات براى بشر غفلت زا هستند.
فرجام انديشى، توجه به خدا و آخرت، بيدارگر انسان از غفلت در دنيا است. از پيامبر (ص) روايت است بقره و آل عمران را بياموزيد كه آن دو ستاره تابان فرداى قيامت هستند كه به صورت دو فرشته مى آيند و خوانندگان خود را شفاعت مى كنند تا او را به بهشت برند.
همچنين از آن حضرت نقل است كه سوره هاى بقره و آل عمران را بياموزيد كه اين دو سوره در قيامت مانند دو قطعه ابر بر خواننده خويش سايه مى افكنند.
• منبع: سيماى قرآن
زمان طلايى!
102978.jpg
هانى چيت چيان

هر رخدادى پيش از آن كه به وقوع بپيوندد و به تمامى آشكار شود، در لحظه اى كوتاه و در همان آغاز با شكافى همراه است كه آغاز زايش اين پديده جديد است. اين شكاف كه پس از آن واقعه رخ مى دهد، فلق نام دارد. از همين رو است كه خط نورانى اى را كه قبل از طلوع خورشيد در كرانه افق ديده مى شود، فلق مى نامند، چرا كه نشانه اى است كه آمدن خورشيد را دلالت مى كند و يا اين كه شكاف پوسته دانه را نيز فلق مى گويند چرا كه پس از آن آغاز ظهور گياه است.
پس زندگى تمامى ما آدميان مملو از فلق هايى است كه لحظه به لحظه پديدار مى شود و در واقع حجت و نشانه، مژده و بشارت و يا هشدارى است براى رخدادى كه به وقوع خواهد پيوست.
مى گويند جلو ارتكاب گناهان را نيز مى بايست از همان گام اول يا لحظه نخست گرفت. آن لحظه هشدار و بيدارى است كه فرد را نسبت به ظهور گناه مطلع مى نمايد و چنانچه در همان هنگام جلو آن گرفته نشود در ادامه اين جلوگيرى بسيار سخت تر خواهد بود.
فلق جزء لاينفكى از زندگى روزمره ماست كه عموما به آن اهميت نمى دهيم، حال آن كه بسيارى از مشكلات و گرفتارى هايمان قبلا در قالب همين نشانه ها برايمان آشكار شده بود كه آن زمان بهترين فرصت و زمان طلايى براى پيشگيرى بوده است. پس: قل اعوذ برب الفلق
نظر
پاسخ به نقد
102981.jpg
«رستم كوشان»كه اقدام به منظوم كردن ترجمه اين كتاب آسمانى كرده است، به اديبان، مترجمان و استادان دانشگاه بى شمارى كه در گفت وگو با ايكنا منظوم كردن قرآن را بيهوده دانسته اند، پاسخ داده است.
به گزارش خبرگزارى قرآنى ايران (ايكنا) اين مترجم قرآن گفته است: قرآن كه خود آهنگين است، چرا ترجمه اش آهنگين نباشد.
متن كامل پاسخ اين ناظم قرآن را در ادامه مى خوانيم: «قرآن هفت بعد دارد و هر يك از ابعادش شامل بعدهاى ديگر است يا به عبارتى ديگر قرآن دو بعد دارد كه بعد نخست، راهكار شفاف براى هدايت جهانيان است و بعد ديگرش شامل هفت بعد است كه انديشمندان با تفكر طولانى خود درباره حتى يك آيه، به ابعاد شگرفى مى رسند.
بعد دوم قرآن انديشه برانگيز است كه در هر بار تفكر، درباره حتى يك كلمه از آيات آن پاسخ تازه اى شكفته مى شود.
مى توان گفت كه هر چه قرآن قدمت پيدا مى كند، كشفيات تازه ترى را براى جهانيان به ارمغان مى آورد، اين مغز قرآن است.
اما بعد نخست قرآن يا مفهوم سطحى كلام خدا، راهكار شفاف عوام است كه آنان را به راه خدا هدايت مى كند. ناظم هاى قرآن منظوم، ترجمه هاى منثور قرآن را آميخته با تفسير مفسران به نظم كشيده اند. مگر ترجمه هاى نثر و در بعضى آيات تفسيرها بيانگر كامل ابعاد ديگر قرآن بوده اند؟
ناظم هاى قرآن حركت نوينى را به وجود آورده اند كه مفاهيم هدايتگر آن جوان پسند جلوه كند و جوان شعردوست با خواندن ترجمه شعرى آن با مفهوم كلام خدا آشنا شوند و قرآن به جاى اين كه در تاقچه يا قفسه هاى كتاب، زينت بخش خانه شود و يا گاهى مسافرى را از زير آن رد كنند، بين جوانان به خاطر شعرهايش دست به دست بچرخد.
قرآن كه خود آهنگين است چرا ترجمه آن آهنگين نباشد؟ تلاوت آيات خدا چنان دلنشين است كه تا مغز استخوان رسوخ مى كند؛ چه اشكالى دارد كه شاعران بنام اين مرز و بوم معنى ظاهرى قرآن را وزن و آهنگ زيباترى ندهند و عنوان كنند كه اين كار شدنى نيست.
اگر شعراى قديمى دست به اين كار نزده اند دليل روشنى دارد كه در زمان آنان مردم مسلمان اسير تهاجم فرهنگى كه امروز جهانيان دچارش هستند، نبودند. صد سال پيش جوان به جز مسجد جايى براى تفريح نداشت و در مكتبخانه هاى قرآنى با سواد مى شد ولى امروز جوان فرصت پيدا نمى كند كه حتى درس هاى كتابش را بخواند.
امروز جوانى مسجد گزين است كه دست از تفريحات هزار رنگ و در دسترس بريده و عاقل و ايثارگر باشد.
اين منظوم كننده قرآن در پايان دو بيت از منظومه قرآنى خود را اين گونه آورده است:
اى صاحب حشر و روز ميقات، سپاس
اى ناظر طاعات و عبادات سپاس
از لطف تو شد ناظم قرآن كوشان
اى مهر تو در جمله ذرات سپاس


|   شناسنامه   |   آرشيو   |